هيچ وقت فكر نميكردم,وبلاگم به اين زودي بسته بشه،ميخواستم خاطراتم را در صفحه صفحه بنويسم،ولي بيشتر از يك هفته نموندم.....الان كه داره ٢هفته از خداحافظي تلخ ويكي از شكست هاي بزرگ زندگي من ميگذره...ميبينم تنها دليلش كه انصراف دادم وخودمو از امتحان سال بعد محروم كردم.....نداشتن هويت بود وجو بد رشته زنان مشابه سابر شهرها....هميشه به خودم ميگفتم اگه بخوام ادامه تحصيل بدم فقط يا بهشتي يا تهران...ولي علاقه ام به زنان من رو به زابل كشوند...ولي به چه قيمتي متخصص زنان ميشدم؟چقدر خوشحال بودم؟ومهمتر از همه چقدر اعتماد به نفس در رشته ام داشتم؟!همه اينها من رو برگردوند سر نقطه اول....پزشك عمومي و.....حالا هر كس من رو ميبينه با تعجب ميگه چرا..چرا...بايد بگويم هركس پاسخ دهنده سوالات ذهن خودش است...وخوشبختي يعني لذت بردن از شرايطي كه داري...خوشبختي يعني چيزهايي كه براي يك نفر عالي است براي تو عالي نيست قدرت داشته باش وبپذير،من سال ٩٧دوباره امتحان ميدم....به اميد دانشكاه تهران
برچسب:
نویسنده: کیارش کاظمیان
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 11:40