خداحافظي با زابل - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 11:40
هيچ وقت فكر نميكردم,وبلاگم به اين زودي بسته بشه،ميخواستم خاطراتم را در صفحه صفحه بنويسم،ولي بيشتر از يك هفته نموندم.....الان كه داره ٢هفته از خداحافظي تلخ ويكي از شكست هاي بزرگ زندگي من ميگذره...ميبينم تنها دليلش كه انصراف دادم وخودمو از امتحان سال بعد محروم كردم.....نداشتن هويت بود وجو بد رشته زنان...
خداحافظي با خانواده وشهر محل تولدم - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 23:35
سلام اولين نوشته در وبلاگ تلخ ترين خاطره من هست دوران پزشك عمومي با كلي تلاش ٢سال إخر به آغوش خانواده برگشتم ولي اين بار زابلستان با فاصله ١٤٠٠كيلومتري راهي براي بازگشت ندارد،دارم ٤سال به مكاني ميرم كه فقط اسمشو شنيده بودم شهري با قدمت ٥٠٠٠ساله وشهر شاهنامه كه متاسفانه الان در محروم ترين شرايط هست چ...